زیرزمینی که هر دردی را دوا می‌کند
22 شهریور 1399 ساعت: 21:6



چندی قبل، دکتر ن.نظری، پزشکی از خوانندگان «سلامت»، ویدئویی برایم فرستاد که خود از یکی از مطب‌های طبیعی! تهیه کرده بود. برای طرح بهتر موضوع بی کم و کاست از روی فیلم ضبط شده ارسالی برایتان نقل می‌کنم.
 تهران در تقاطع خیابان انقلاب و... در زیرزمین ساختمانی 70 ساله که بالای آن آش و هلیم می‌فروشند، بساطی پهن است. چند پله پایین‌تر، در زیرزمین آن ساختمان فضایی است با آب‌نما و قفسه‌های پر ازگیاهان و محصولات مختلف و چند تخت که با پرده نیمه‌بسته‌ای قرار بوده فضای خصوصی را برای معاینه فراهم کند. معلوم است زیرزمین با صرف هزینه و دقت آراسته شده است.

تصویر به قفسه‌ها نزدیک می‌شود. انواع و اقسام دمنوش‌ها و علف‌ها و گیاهان در بسته‌بندی‌هایی مرتب دراختیار مراجعان قرار می‌گیرد. دوای هر دردی را بخواهید در این قفسه‌ها پیدا می‌کنید؛ از درمان چربی‌خون و فشارخون و درد استخوان بگیرید تا صرع و کم‌خونی و حتی سرطان و ام‌اس و کرونا.

به دیوارها و گواهی‌ها نگاه می‌کنیم. پروانه پزشکی با اسم یک‌ پزشک خانم بر دیوار بود که حضور نداشت ولی از دو نفرآقایی که در انجا مشغول طبابت بودند، مدرکی بر دیوارمحل دیده نمی‌شد.

دوربین گشتی در دور و بر زیرزمین می‌زند و به یکی از تخت‌ها که مخده‌ای کنار آن گذاشته‌اند، نزدیک می‌شود.
بیمار یا مراجع، مردی حدود 50 سال، روی تخت نشسته و پاهایش را در آب زرد رنگی که دو رشته سیم سیاه در آن شناور است، قرار داده. پزشک دیگر درآن ‌سوی مطب بیمارش را رها می‌کند تا به کمک فیلمبردار بیاید و جهت اطلاع درباره وضعیت آن آقا اطلاعاتی می‌دهد. ظاهرا مردی که پاهای لختش را در آب زرد رنگ فرو برده، جانباز شیمیایی است که به گفته همین پزشک در آن زیرزمین عجیب و غریب، مردی با ماسک آویزان در کنار گوش، به کمک این ترفند قرار است از شر تمام سموم شیمیایی که در این سی و چند سال به کبد وصفرا و عضلاتش چسبیده و هیچ پزشکی توجهی نکرده، خلاص شود. ادعا می‌کند، این آب لگن آلوده سموم بوده و بعد از آنکه سموم از کف پا بیرون آمد، رنگ‌ و روی او روشن خواهد شد.

از همان آقای ماسک آویزان که به نظر می‌رسد مدیریت آن مجموعه را بر عهده دارد، شغلش را می‌پرسیم، در جواب سوال اینکه شما پزشک هستید؟ می‌گوید: «من پزشک طبیعی هستم والبته در ایران پزشک طبیعی نمی‌شناسند و با سه دانشگاه جهت تدریس قرار داد دارد.»

دکتر یا مدیر که نقش بازاریاب را هم ایفا می‌کند و خطاب به دوربین توضیح می‌دهد که: «ما اینجا را طوری طراحی کرده‌ایم که نه ویروس کرونا و نه ویروس‌های آینده نمی‌توانند دوام بیاورند.»

سوال: «یعنی اینجا کرونا وجود ندارد؟» جواب: «خیر، هیچ کرونایی نیست چون همه ماهی‌ها اینجا توی آب زنده‌اند. از این ماهی‌ها معلوم است که کرونایی نمی‌تواند در این زیرزمین زنده بماند.» و در ادامه توضیح می‌دهد،‌هاگ‌ و تخم گیاهان که تاکنون رشد نمی‌کردند در این حوضچه رشد کرده‌اند و سنگ‌های نمک دورتادور چیده شده‌اند و بخار آب در ان محل دیده می‌شود.

آیاعملکرد نادرست پزشکان در رونق این نوع اقدامات غیرپزشکی موثر است؟

دکتر نادر نظری در ادامه می‌گوید: وقتی از پزشکی که به این محل مراجعه کرده بود سوال کردم که چرا مردم رو به این نوع مکان‌های ضد سلامت رو می‌آورند، در توضیح می‌گوید: یکی از علت‌های این مراجعات به مطب‌هایی مانند این، علاوه بر گرانی و پیچیدگی درمان‌های علمی امروزی، سبک و سیاق رفتار و اخلاق بعضی پزشکانی است که تعدادشان هم کم نیستند. از بی‌اعتنایی به آنچه بیمار می‌گوید تا معاینه سریع و سرسری و توضیحاتی که در زمانی فشرده به بیمار داده می‌شود و درمان طوری ارائه می‌شود که مجالی برای پرسش برای بیمار باقی نمی‌ماند؛ بماند اینکه تجاری شدن پزشکی و هدف درامدزایی از اقدامات پزشکی که متاسفانه این روزها در تمام جهان بسیار دیده می‌شود، مردم را نسبت به این اقدامات و آزمایش‌های غربالگری بی‌اعتماد کرده. او نتیجه می‌گیرد، در این میان چه انتظاری از مردم بی‌اطلاع می‌شود داشت که در این سرداب‌های زیرزمینی به اسم طب اسلامی و سنتی و ایرانی و جالینوسی و... وقتی روی خوش ببینند و ظاهری همچون حرمسرا و کافی شاپ، گول نخورند از کوتاهی‌های ما پزشکان؟ از ماست که بر ماست. متاسفم و شرمنده و در آخر می‌گوید: «در آخر بیاییم برای این عزیزترین و با ارزش‌ترین داشته و نعمت خویش که جان و روح و سلامتی است بیشتر بیندیشیم و برای هر حرفی و تبلیغی کلمه چرا را در ذهن بیاوریم که چرا ماشین خویش را به بهترین و اخرین قطعات یدکی و مکانیک متخصص می‌سپاریم ولی جسم و جانمان را به افکار حکمای هزاران سال پیش که توانمندی فعلی علم را نداشتند می‌سپاریم؟»

چرا این دکانها هر روز رونق می‌گیرد؟

بشر از زمانی که خود را شناخته برای حل مسائل پیرامون خود به دنبال راه‌های ساده‌ای بوده که امیدوارانه دنیای بهتری را برایش تصویر کرده‌اند.

تا همین امروز این باورها پا بر جا بوده‌اند، هرچند پیشرفت علم این باورها را از صحنه رسمی مداوا عقب رانده و امروز قرائت قالب از پزشکی با وجود همه کاستی‌ها همان است که از آکادمی‌ها و دانشگاه‌ها و آزمایشگاه‌ها بیرون آمده، اما هنوز باورهای ساده‌دلانه یا ساده‌لوحانه برای درمان جریان قابل توجهی را به خود اختصاص می‌دهد. در یک روستا، مردم برای درمان به یک درخت نوارهای باریک پارچه‌ای می‌بندند و در سوی دیگر دنیا، استیو جابز، یکی از خلاق‌ترین فناوران جهان، به رغم هشدارهای مکرر پزشکان، آنقدر به درمان‌های تکمیلی ادامه می‌دهد تا سرطان به زندگی‌اش خاتمه دهد.
نوح حراری، اندیشمندی که کتاب‌هایش به فارسی هم ترجمه شده، عقیده دارد، انسان‌ها همیشه به دنبال جواب‌های ساده برای حل مشکلات زندگی‌شان هستند و به همین دلیل سریع جذب جواب‌های غیرعلمی می‌شوند که می‌توانند جهان را ساده برای آنها توضیح دهد و راه‌حل‌های ساده پیش پای آنها بگذارند، حتی اگر این راه‌حل‌ها گره‌ای از زندگی آنها باز نکند.
امروز هم هرچند علم توانسته تا اندازه زیادی راه‌های ساده و ساده‌لوحانه و در بسیاری مواقع فریبکارانه را عقب براند، اما هنوز امید به معجزه‌ها سر جای خودش باقی است.

دکتر محمدرضا سرگلزایی، روان‌پزشک، در مصاحبه اختصاصی با سلامت دراین‌باره می‌گوید: «اگر بخواهید درباره تاثیر دوران بارداری بر شخصیت افراد بحث کنید، طرف شما باید دستکم اندکی جنین‌شناسی بداند تا بتواند وقتی جواب درست و علمی را می‌شنود، برایش معنی داشته باشد و بتواند آن را درک کند، اما وقتی می‌گویید متولد آبان، مفهوم ساده و قابل‌فهمی است. می‌خواهم بگویم درست است که سن ما بالا می‌رود، اما اگر مغزمان را به چالش نکشیم، مانند همان کودک فکر خواهیم کردوایشان نتیجه می‌گیرد: «به همین دلیل، میلیون‌ها انسان بزرگسال و به ظاهر عاقل تمایل دارند قصه‌هایی را درباره جهان و انسان باور کنند که در حد قصه آوردن بچه‌ها توسط لک لک‌هاست! به همان اندازه بدون شواهد و پشتوانه علمی و استدلال منطقی، اما برای انسان‌ها راحت‌تر است تا جواب سر راست و ساده را هرچند کودکانه و غیرواقعی باور کنند.»

مرجان یشایایی
برچسب ها
دیدگاه کاربران

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد

طراحی و اجرا توسط: هیاهو