خشم پدر، صداي رومينا را در گلو خفه كرد
جنگ قدرت در دنیای مردانه...!
4 تیر 1399 ساعت: 15:4



خشونت‌ها و تعصب‌های فردی گاهی چنان جامعه را فرامی‌گیرند و بر آن سایه می‌افکنند که حتی منجر به قتل می‌شوند. قربانی این نوع خشونت‌ها هم اغلب افرادی هستند که قبل از پناه گرفتن در جایگاهی مطمئن چاره‌ای ندارند جز اینکه تن به این تقدیر تلخ و غیرقابل گریز بدهند. 
در حادثه ناگوار و تلخی که به تازگی برای رومینا رخ داد، او هم یکی از این قربانیان بود. قربانی‌ای که به‌خاطر خشم، عصبانیت و خودخواهی‌های پدرش مجبور شد به مرد دیگری پناه ببرد و درنهایت نیز به قتل برسد، اما آیا رومینا از حقوق فرزندی خود آگاهی داشت؟ آیا او در مدرسه یا هر جای دیگری چیزی در مورد خشونت یا هر تهدید دیگری که ممکن است یک دختر نوجوان را آزار دهد، آموزش دیده بود؟ آیا رومینا به مراکز مشاوره و مراجع حقوقی دسترسی داشته یا چیزی در مورد تجاوز جنسی، قتل، کودک‌آزاری و... می‌دانسته؟ در این خصوص و برای بررسی بیشتر این موضوع با دکتر لیلا محمدی، روان‌شناس و مشاور گفت‌وگو کرده‌ایم. 

سلامت: خانم دکتر، آیا افرادی مانند رومینا جایی برای پناه گرفتن در برابر اعمال خشونت‌های خانگی دارند؟


سازمان بهزیستی اورژانس‌هایی تحت نام اورژانس اجتماعی (123) دارد که در مورد خشونت‌های خانوادگی فعالیت‌ می‌کنند و می‌توانند به افرادی که در این زمینه‌ها آسیب می‌بینند، کمک کنند ولی آنها نمی‌توانند این خدمات را در اوج بروز خشونت ارائه کنند؛ یعنی اگر پدری در حال ضرب و شتم و آزار رساندن به فرزند خود باشد صبر می‌کنند تا ابتدا نیروی انتظامی اوضاع را آرام کند و بعد از آن وارد عمل می‌شوند. در حالی که نیروی انتظامی هم موضوع را «خانوادگی» می‌داند و نمی‌تواند مداخله کند. به همین خاطر خانواده‌ها خیلی در این خصوص نمی‌توانند کمک بگیرند و گاهی بسیار مستاصل می‌شوند بنابراین عملا جایی وجود ندارد که بتواند از هرگونه خشونت خانوادگی جلوگیری کند. 

در صورتی که خشونت از هر نوعی و در مورد هر کسی که اعمال شود باید مرجع صاحب صلاحیتی برای در امان ماندن و مانع شدن از آسیب‌های جسمی و روانی در برابر آن وجود داشته باشد وگرنه افراد زیادی مانند رومینا بارها قربانی جنگ قدرت دنیای مردان خواهند شد. 

پدر و دوست رومینا در مقابله و رویارویی با یکدیگر می‌خواستند قدرت خود را در تصاحب رومینا به رخ دیگری بکشند. در اینجا بیش از هر موضوعی و اینکه حتی علاقه به رومینا مطرح باشد؛ موضوع اعمال قدرت و تسلط مطرح است که از چنین دیدگاهی حتی فرزند را هم می‌توان مالک شد، بنابراین تعصب در بسیاری از مناطق کشور بیشتر جنبه قدرت‌نمایی دارد تا غیرت و جوانمردی. در چنین دنیایی نمایش تسلط بر اموال و دارایی‌ها که فرزند و همسر هم می‌تواند بخشی از آن باشد مهم است؛ حتی اگر فرزندی هم در این میان قربانی شود. 

سلامت: خشونت یک فرد در خانواده چه تاثیری بر دیگر اعضای خانواده دارد؟


در خانواده‌ای مانند خانواده رومینا نقش مادر بسیار ضعیف است چون نه در فرار دخترش و نه مدیریت و اعمال نفوذ بر رفتار بی‌رحمانه همسرش نمی‌تواند کاری از پیش ببرد. درواقع می‌توان حدس زد در چنین خانواده‌هایی خود مادر هم به نوعی دیگر قربانی خشم و اعمال قدرت دنیای مردانه‌ای است که توجهی به حمایت یک مادر از فرزندش هم نخواهد کرد. 
متاسفانه داشتن چنین افکاری باعث می‌شود به زن به عنوان چیزی که مالک آن هستند نگاه کنند؛ چه همسر باشد و چه فرزند. مانند شیئی که اگر از عملکرد آن راضی نباشند می‌توانند آن را از بین ببرند. این نگاه بیش از آنچه جنبه ناموسی داشته باشد، جنبه تملک و به مالکیت در آوردن دارد. پدر رومینا هم فکر کرده چون دخترش خلاف نظر او رفتار کرده پس اجازه دارد حتی به زندگی او پایان ببخشد.

سلامت: گام نخست برای مقابله با افرادی مانند پدر رومینا چیست؟


شاید لازم باشد در گام نخست نگاه دیگری به تعاریفی که در ذهنمان از کلمات داریم، بیندازیم، مثلا ببینیم معنای واقعی کلماتی مانند ناموس و غیرت چیست. ناموس به معنای تحت تملک درآوردن همسر و فرزندان نیست بلکه به معنای محافظت و پشتیبانی از آنهاست، بنابراین معنای ناموس را باید از قدرت‌طلبی و تسلط کامل، به مراقبت، توجه به‌موقع و حمایت تغییر دهیم. 

در فرهنگی که پدر به خود اجازه می‌دهد فرزندش را تحت لوای مراقبت از «ناموس» بکشد و از بین ببرد، معنای ناموس در نظر او چیزی جز قدرت‌نمایی و نمایش غیرت کاذب نیست؛ یعنی پدر به جای اینکه به دخترش توجه کند، خواسته‌هایش را بشنود و راهنمایی‌های لازم را به او بکند، فکر می‌کند اگر دخترش با او مخالفتی کرد می‌تواند جانش را بگیرد و به این ترتیب می‌تواند مردانگی، قدرت و غیرت خود را به نمایش بگذارد. در صورتی که این کار فقط زورگویی و اعمال قدرت بر کسانی است که آنها هم حق انتخاب، آزادی و زندگی کردن دارند. به این ترتیب نخستین گام این است که مفهوم ناموس را به سمت مراقبت و محافظت ببریم. افرادی مانند پدر رومینا باید متوجه شوند غیرت مرد یعنی اینکه بتواند همسر و فرزندش را دوست بدارد، به نظرشان احترام بگذارد و در مقابل دیگران از آنها محافظت کند، طوری که بتوانند امنیت را در فضای خانواده احساس کنند.

 احساس امنیت یکی از احساسات ضروری برای افراد است که اگر نتوانند آن را از اعضای خانواده دریافت کنند، ناچار آن را در جای دیگری جستجو خواهند کرد که گاهی مشکلات زیادی هم برایشان به بار خواهد آورد. در واقع والدین در برابر فرزندان خود وظایف و مسوولیت‌هایی دارند که اگر آنها را نادیده بگیرند حتما باید منتظر عواقب آن باشند. 

سلامت: چطور می‌توان مشکلات بچه‌ها را با اعضای خانواده کاهش داد؟


اگر می‌شد بعضی مربیان، مشاوران و مددکاران کار خود را به «مدیریت موردی نوجوانان بزهکار» که رفتارهای آسیب‌زا دارند و به نوعی پای آنها به دادگستری کشیده می‌شود، اختصاص دهند کمک خوبی به بچه‌هایی می‌شد که در معرض آسیب قرار دارند. به این ترتیب آنها می‌توانستند به مرور آموزش‌های لازم را دریافت کنند و به‌تدریج مشکلات‌شان کاهش پیدا می‌کرد. همچنین می‌توانستند در مقابل ناهنجاری‌ها‌ی مختلف خانواده پناه و حامی داشته باشند. 

در بسیاری موارد وقتی مشکلاتی برای بچه‌ها به وجود می‌آید، آنها هنوز حتی به سن قانونی هم نرسیده‌اند بنابراین می‌توان زنجیره‌ای بین خانواده، مددکاران اجتماعی و متخصصان و بچه‌ها در نظر گرفت و به کمک آن تا حد امکان از بروز مشکلات و آسیب‌های بعدی جلوگیری کرد.

 متاسفانه در این زنجیره جای خالی متخصصانی که بتوانند مشکلات نوجوانان را حل کنند دیده می‌شود. اگر هم افرادی در این خصوص وجود داشته باشند تخصص و آگاهی لازم را ندارند، بنابراین برای کاهش مشکلات بچه‌ها و خانواده‌هایشان ابتدا حتما تخصص افراد حرف اول را می‌زند و باید متخصصانی در این خصوص وجود داشته باشند. 

در بسیاری موارد بچه‌ها در مسیری که از نیروی انتظامی تا دادگاه سپری می‌کنند تنها می‌مانند و کسی نیست از آنها حمایت و پشتیبانی لازم را به عمل آورد، در صورتی که اگر مشاوران تربیت‌شده و متخصصی وجود داشتند که با مدیریت موردی و همچنین آگاهی بخشیدن به بچه‌ها و خانواده‌هایشان می‌توانستند به آنها کمک کنند بچه‌ها کمتر آسیب می‌دیدند و جامعه نیز در این زمینه با موفقیت بیشتری رو‌برو می‌شد. 

سلامت: چطور می‌توان در ذهنیت والدینی مانند پدر رومینا تغییرات به وجود آورد؟


تغییر در ذهنیت و عقاید افرادی مانند پدر رومینا کار آسانی نیست چون ریشه آن در ترس و تعصباتی است که طی سال‌ها شکل گرفته و نمی‌توان یک‌شبه آن را از بین برد و در مقابلش ایستاد. چنین افرادی معمولا انعطاف ندارند و نمی‌توانند به غیر از چیزی که همیشه به آن اعتقاد داشته‌اند و فکر می‌کرده‌اند فکر کنند. حتی حاضر نیستند با افرادی که نظری متفاوت با آنها دارند وارد گفت‌وگو شوند. البته در هر کشور یا شهری ارزش‌ها و عقایدی وجود دارند که اگر بخواهیم تغییری در آنها ایجاد کنیم باید به آنها توجه داشته باشیم. برای شخصی مانند پدر رومینا حفظ «آبرو» یکی از مهم‌ترین ارزش‌هایی است که شاید تعریف متفاوتی با دیگران برای آن داشته باشد. 

آبرو برای این‌گونه افراد در اولویت است و حتی حفظ آن از جان دختر، همسر یا حتی جان خودشان هم مهم‌تر است چون آن را به عنوان یک «باید اجباری» تلقی می‌کنند که چاره‌ای جز آن سراغ ندارند و آن را به عنوان بخشی از هویت خود می‌دانند. ارزش‌ها اغلب توسط فشار خانواده، گروه یا جامعه ایجاد می‌شوند بنابراین کسانی می‌توانند به‌تدریج تغییراتی در آن به وجود بیاورند که در همان گروه و جامعه باشند، مثلا در مورد پدر رومینا هم کسی می‌تواند او را متوجه زشتی کار قتل دخترش بکند که پدر رومینا او را متعلق به گروه و جامعه همفکر خود بداند. 

پدر رومینا دخترش را به خاطر اثبات هویت خودش به جامعه مورد قبول خود کشت، بنابراین باید روی تعاریف هویت، مردانگی یا شرافت بیشتر کار کنیم و آنها را مورد بررسی بیشتری برای افرادی مانند پدر رومینا قرار دهیم. تفکر پدر رومینا و دیگران باید به جایی برسد که متوجه شوند «شرافت» آسیب رساندن یا کشتن فرزند یا دیگری برای اثبات هویت خود نیست. این کار هم باید با فشارهای گروهی ایجاد شود. مثلا روحانیان منطقه برای برقراری امنیت بهتر و بیشتر زنان می‌توانند در چنین تفکراتی اعمال نفوذ کنند. در این صورت شاید بتوان به‌تدریج معنای دیگری برای شرافت، مردانگی و ناموس قائل شد؛ معنایی که به کمک آن کمتر شاهد قتل دختران، زنان و همسران این مرز و بوم باشیم. 
برچسب ها
دیدگاه کاربران

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد

طراحی و اجرا توسط: هیاهو