0
0
        

چند سالی ست که بشر موفق شده ویروس‌ها را شناسایی کند. این کشف به این علت اهمیت پیدا می‌کند که ویروس‌ها بیرون از بدن موجودات زنده به خودی‌خود قابلیت زنده ماندن ندارند اما کشف پریون‌ها، در نوع خود کاملا شگفت‌انگیز بود چراکه آنها نیز مانند ویروس‌ها مولکول‌های غیرزنده‌ای بودند که تنها وقتی به فعالیت حیاتی و تکثیر می‌پردازند که وارد سلول‌های بدن موجودات زنده از جمله انسان شوند. آنها نیز مانند ویروس‌ها با وارد شدن به مرکز کنترل سلول‌های قربانی، کنترل امور را به دست می‌گیرند و سلول قربانی را وادار می‌کنند به‌رغم صلاح خودش، ویروس‌ها و پریون‌ها را تکثیر کند و برده‌وار در جهت منافع آنها گام بردارد اما این موضوع هیجان‌انگیز قبلا در مورد ویروس‌ها کشف شده بود. نکته حیرت‌آور در مورد پریون‌ها این بود که پریون‌ها برخلاف ویروس‌ها، مولکول‌های بسیار کوچک‌تری بودند. ساختار کاملا ساده‌ای داشتند و برخلاف ویروس‌ها حاوی ماده وراثتی RNA و DNA نبودند. واقعیت این بود که پریون‌ها فقط یک پروتئین بودند. اینکه این پروتئین‌های ساده واجد چه ویژگی منحصربه‌فردی هستند که می‌توانند یک سلول را برده‌وار به اطاعت از فرامین خود وادارند، محل پرسش و البته تحقیقات زیادی در سال‌های اخیر بوده است اما دلیلی که این موضوع را برای یادداشت این هفته انتخاب کردم، تاثیرهای ویژه شناختی این پروتئین‌هاست.
داستان از آنجا شروع شد که حداقل 200 سال از کشف نوع خاصی از تخریب پیشرونده مغز به نام «اسکرپی» در گوسفندان می‌گذشت و هنوز عامل آن کشف نشده بود که دانشمندان به صورت کاملا اتفاقی متناظر انسانی این بیماری مخوف را در اهالی کشور گینه پیدا کردند. قربانیان بعد از ابتلا دچار علائم روانی و رفتاری مبهمی می‌شدند و به سرعت به سمت زوال پیشرونده مغزی می‌رفتند که با حرکت‌های غیرطبیعی و اختلال دید همراه بود. بیماری درمان‌ناپذیری که قربانیان ظرف کمتر از 1سال از پا درمی‌آمدند و در کالبدشکافی بافت مغزشان کاملا اسفنجی و پوک‌ شده بود و حفرات بزرگی در آن خودنمایی می‌کرد.
نکته جالب توجه این بود که تمامی افراد مبتلا از این قبیله آدمخوار بودند، پس این فرضیه مطرح شد که شاید خوردن مغز انسان مبتلا می‌تواند به انتقال این بیماری منجر شود. فرضیه‌ای که با آزمون‌های پاتولوژیک تایید شد. مرحله بعدی، تزریق عصاره مغز مبتلایان بعد از فوت به میمون بود که آن نیز سبب انتقال بیماری شد و مهر تاییدی بر مسری بودن بیماری بود. البته پریون‌ها، خود انواع مختلفی دارند اما همگی در ایجاد تخریب سریع و پیشرونده مغز قربانیان با یکدیگر مشترک هستند. تخریبی که سبب بروز علائم متنوع شناختی از جمله اختلال در یادگیری، حافظه، کاهش تمرکز و افت عملکرد تصمیم‌گیری می‌شود. بعدها معلوم شد بیماری جنون گاوی نیز توسط نوع دیگری از پریون‌ها بروز می‌کند. البته ماهیت انتقال بیماری نمی‌تواند پریون‌ها را به عنوان خطر جدی برای بشریت مطرح کند اما ماهیت تخریبی و تاثیر مستقیم آن بر عملکرد شناختی مغز این پرسش را مطرح می‌کند که آیا می‌توان امیدوار بود که مبتلایان به انواع دمانس و آلزایمر با نوع ویژه‌ای از این پریون ارتباط داشته باشند؟ در این صورت، می‌توان گام موثری برای کشف علت و سیر بیماری آلزایمر که متاسفانه در سال‌های اخیر به یکی از معضل‌های اصلی جمعیت رو به رشد سالمندان جامعه تبدیل شده، برداشت و حتی اگر پاسخ این پرسش منفی باشد، بدون شک می‌توان امیدوار بود بررسی پاتوژنز پریون‌ها به درک بهتر ما از پاتولوژی ناشناخته بیماری آلزایمر و ازهم‌گسیختگی فکری که در اسکیزوفرنی دیده می‌شود، کمک کند.
دکتر مهرداد اخوان بهبهانی
پزشک و متخصص علوم اعصاب ‌شناختی




مطالب مرتبط

دیدگاه کاربران

ارسال ديدگاه
نام :    ایمیل : 

عکس خوانده نمی شود کد امنیتی :      

کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه فرهنگی ابن‌سینای بزرگ می باشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه




ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام