0
0
        

واژگونی اتوبوس در یکی از مراکز آموزشی پایتخت و پیش از آن آتش‌سوزی در یکی از مدارس استان سیستان و بلوچستان، باعث تاثر و تالم تمام هموطنان و خیس شدن دیدگان هر آنکه خبر را خواند و تصاویر صحنه‌ها را ‌دید، شد. اینها نمونه‌هایی از سوانح آسیب‌زا (تروماتیک) هستند که واکنش‌های سوگوارانه خاص خود را به دنبال دارند. تمام انسان‌ها به امنیت، همراهی، پیوند احساسی با دیگری و حمایت دیگران نیاز دارند. این نیازها به اشکال مختلف از سوی افراد بروز داده می‌شوند. ایده یک فرد از امنیت با دیدگاه دیگری می‌تواند متفاوت باشد. واکنش فرد به رویداد آسیب‌زا فقط به خاطره واقعی و تماس مستقیم با رویداد مربوط نمی‌شود. ناآگاهی نسبت به عوامل دخیل در سانحه و انگیزه‌های پشت آن باعث می‌شود که این خلاء با خیالات، شایعات و سناریوهایی پر شود که رویداد را قوی‌تر از آنچه که بوده، جلوه می‌دهد. از آنجا که آسیب، تهدید‌کننده زندگی فرد و دیگران است، بدن انسان با واکنش حاکی از ترس عکس‌العمل نشان می‌دهد. این واکنش‌های بدنی می‌توانند در آینده زمان‌هایی که فرد حس نداشتن امنیت دارد یا محرکی برای یادآوری آسیب وجود داشته باشد، تکرار شوند. واکنش‌های دیگر از قبیل واکنش‌های جهشی (از جا پریدن در پاسخ به محرک‌های جزیی)، تحریک‌پذیری، دوری از هرگونه یادآوری‌کننده آسیب و حتی اختلال در حافظه و فراموشی کامل نسبت به آنچه رخ داده، غیر‌شایع نیستند. خاطرات آسیب، مکرر در بیداری و خواب در قالب تصاویر تکرارشونده و کابوس‌های مکرر خود را به فرد تحمیل می‌کنند. تفکر در مورد از دست دادن نزدیکان در جریان آسیب می‌تواند برای فرد ویرانگر باشد. درک و دریافت معنی واقعه در بسیاری از موارد کار راحتی نیست. برای کنار آمدن با واقعه لازم است فرد به این معنی دست یابد. شوربختانه در زمان وقوع آسیب همه واقعیت‌ها در مورد آن روشن نیست و بسیاری از بازماندگان باید منتظر تحقیقات علمی، قضایی و جنایی در این مورد باشند. گاهی افراد نقش خود را در بروز واقعه به شکلی اغراق‌آمیز به چالش می‌کشند و درگیر احساس‌ گناهی جانکاه می‌شوند. برای هر رفتاری که در گذشته با فرد از دست رفته داشته‌اند، خود را سرزنش می‌کنند یا به خود می‌گویند باید به شکلی دیگر رفتار می‌کردند، گو اینکه قادر بودند به تنهایی از سانحه جلوگیری کنند. زندگی پس از سانحه دیگر به شکل سابق جریان نخواهد یافت و تاثیر آن برای تمام زندگی با فرد باقی است. واکنش سوگوارانه، احساسات متفاوتی از قبیل اندوه عمیق، حس فقدان، گناه، خشم، درماندگی و حسرت را دربرمی‌گیرد. تاثیر سوگواری برخاسته از آسیب دیرپاست و در آینده در برابر محرک‌هایی که یادآور آسیب باشند، تمایل به تکرار دارد. آنهایی که مستقیم شاهد مرگ ناگهانی دیگران بودند، تاثیرات عمیق‌تری را متحمل می‌شوند. خاطرات صحنه هم به شکل دیداری و شنیداری یا خاطرات بویایی در ذهن فرد تکرار می‌شوند. این افراد نیازمند دادن قوت‌ قلب، اطلاعات مناسب و حمایت در مورد آنچه رخ داده هستند. ابتدا هجوم خاطرات در مورد آنچه اتفاق افتاده، تحمل‌ناپذیرتر از خود فقدان است و به تجربه مداوم حس تهدید، احساس گناه و اشتغال فکری در مورد خاطرات مربوط است. تخیلات در مورد آنچه رخ‌ داده برای پر کردن خلاء اطلاعاتی که در مورد آسیب وجود دارد، شایع است و شامل پروراندن افکاری در مورد درد و رنج قربانیان در زمان سانحه و چگونگی طی شدن لحظات پایانی زندگی آنها می‌شود. این تخیلات معمولا بدترین سناریوهای ممکن را شامل می‌شوند. بازماندگان دچار این تفکر وسواس‌گونه می‌شوند که اگر به گونه‌ای دیگر رفتار شده بود اجتناب از سانحه ممکن ‌بود. خشمی ویرانگر می‌تواند این تفکر فرد و محیط اطراف او را درگیر کند. بهترین حمایت را در این زمان‌ها نزدیکان و افراد خانواده فرد می‌توانند داشته باشند اما آسیب‌های شدید می‌توانند شبکه روابط اجتماعی فرد را به گونه‌ای تحت‌تاثیر قرار دهند که دریافت این حمایت‌ها به آسانی ممکن نباشد. فرایند آسیب، زندگی عادی فرد را به هم می‌ریزد و باعث می‌شود زندگی کمتر از گذشته امن و قابل‌پیش‌بینی به نظر برسد. نیازهای افراد با توجه به نوع واقعه و ویژگی‌های فردی بسیار متفاوت است. مهم است که افراد پس از وقوع سانحه تا حد امکان احساس امنیت داشته باشند. در بهترین حالت، بهتر است که زندگی روزمره هر چه سریع‌تر دوباره از سرگرفته شود. دادن اطلاعات روشن و دقیق در مورد آنچه رخ داده مهم است. شرکت در مراسم سوگواری به افراد کمک می‌کند تا فقدان را به شکلی قابل‌درک‌تر لمس کنند. به فرد باید اطمینان داد واکنش‌های او در این مقطع طبیعی و قابل‌پیش‌بینی است و به مرور زمان کمرنگ‌تر می‌شوند. در صورت تداوم علائم و واکنش‌ها (بیش از یک ‌ماه) می‌توان فرد را به کمک گرفتن از افراد حرفه‌ای تشویق کرد. در بلند‌مدت شاید لازم شود به مقوله‌های دشواری مانند خشم، حس بی‌عدالتی، گناه و سرزنش خود پرداخت. به‌تدریج احساسات و معانی جدید جای خود را باز می‌کنند. بیشتر افراد در طول زمان از زیر بار سانحه کمر راست می‌کنند. شدیدترین واکنش‌ها معمولا در 2 سال اول رخ می‌دهند. درس‌هایی که می‌توان از یک واقعه آسیب‌زا گرفت، به بازماندگان می‌گوید که جامعه از آن برای پیشگیری وقایع مشابه استفاده می‌کند. این درس تحمل آنچه رخ داده را آسان‌تر خواهد کرد اما تکرار آنچه در گذشته پیش‌آمده، حس ناامنی و غیرقابل‌پیش‌بینی بودن را در جسم و جان آحاد جامعه تزریق می‌کند که بیش از پیش باعث آسیب‌پذیر‌تر شدن افراد نسبت به سوانح می‌شود.
دکتر علی فیروزآبادی
روان‌پزشک، دانشیار دانشگاه علوم پزشکی شیراز




مطالب مرتبط

دیدگاه کاربران

ارسال ديدگاه
نام :    ایمیل : 

عکس خوانده نمی شود کد امنیتی :      

کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه فرهنگی ابن‌سینای بزرگ می باشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه




ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام